خوزنا : صحابه در ركاب حسين (ع)
شنبه، 15 مرداد 1401 - 11:37 کد خبر:148095

صحابه در ركاب حسين (ع)

ياران امام حسين (ع) در روز عاشورا درواقع از نخبگان جامعه اي بودند كه در ميان آنان حافظان ، قاريان و مدرسان قرآن ، فقهاي بنام و افراد شناخته شده ي بسياري وجود داشت .

در اين بين و و در ياران امام حسين (ع) تعدادي از صحابه عظيم الشان پيامبر(ص) ديده مي شود كه اين حضور نشان از عمق ايمان و صلابت ديدگاه  و ضمير آگاه آنان دارد.

بر اساس آنچه كه علامه سماوي در كتاب ارزشمند " ابصار العين " آورده اند ، تعدادي از صحابه رسول خدا(ص) در واقعه قيام امام حسين(ع) به شهادت رسيدند ، اين در حالي است برخي از علماي رجال نام برخي ديگر از ياران امام حسين (ع) را نيز در زمره ي اصحاب پيامبر دانسته اند كه به آنان اشاره خواهد شد. در واقع در زمرۀ اصحاب آن حضرت كسانى هستند كه هيچ يك از مورخان و رجاليون دربارۀ صحابى بودن آنها شك ندارند. باز در ميان آنها كسانى هستند كه دربارۀ صحابى بودن يا نبودن آنها بحث است. كسانى هم هستند كه به دليل تشابه اسمى مشخص نيست كه آيا آنها همان صحابه مورد نظرند، يا اشخاص ديگرى‌اند كه به صحابى بودن شهرت يافته‌اند.

۸ نفر ذيل شخصيت هايي هستند كه در صحابي بودن آنان در بين رجاليون اختلافي وجود ندارد :

۱. انس بن حارث كاهلي (شهادت در كربلا)
۲.حبيب بن مظهر اسدي (شهادت در كربلا)
۳.مسلم بن عوسجه اسدي (شهادت در كربلا)
۴.هاني بن عروه مرادي (شهادت در كوفه)
۵.عبدالله بن يقطر حميري (شهادت در كوفه)
۶. عبدالرحمن بن عبد رب انصاري خزرجي (شهادت در كربلا)
۷. كنانه بن عتيق تغلبي  (شهادت در كربلا)
۸.عمار بن ابي سلامه دالاني همداني  (شهادت در كربلا)

(السماوي ، ابصار العين ، ۱۳۷)


دربارۀ دو تن ديگر از ياران امام (ع) نيز نوشته‌اند كه آنان روزگار پيامبر (ص) را درك كرده‌اند، ولى مشخص نيست كه حضرت را ملاقات كرده و از نزديك ديده‌اند يا نه. آن دو تن اينهايند:

 ۱ - زياد بن عريب الهمدانى الصائدى :برخى طبقات نويسان از صحابه بوده است. در نتيجه وى نيز محضر پيامبر (ص) را درك كرده است.

۲ - عمرو بن ضبعه ضبعى تميمى


اما آن گروه از ياران امام (ع) كه دربارۀ صحابى بودنشان اختلاف است ۷ نفر ذكر شده است:

۱ - اسلم (مسلم) بن كثير اعرج ازدى

۲- زاهر، غلام عمرو بن حمق خزاعى

۳- سعد بن حرث (رض)، غلام على بن ابى طالب (ع)

۴-يزيد بن مغفل جعفى

۵- شبيب بن عبداللّٰه، غلام حرث بن سريع كوفى

۶- جنادة بن حرث سلمانى ازدى كوفى

۷- جندب بن حجير خولانى كوفى


(طبسي ، با كاروان حسيني ، ۴: ۱۹۴)

در ادامه اين نوشتار به بررسي شخصيت شهيد عظيم الشان كربلا " انس بن حارث كاهلي" خواهيم پرداخت .

وى از صحابۀ بزرگى به شمار مى‌آمد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديده و سخنان حضرت را شنيده بود. جمع زيادى از علماى شيعه و سنّى، حديثى را كه وى از پيامبر شنيده و روايت كرده، به نقل از او آورده‌اند كه مى‌گويد: از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه حسين بن على را در آغوش داشت، شنيدم مى‌فرمود: «إنّ‌ ابنى هذا يقتل بأرض من أرض العراق ألا فمن شهده فلينصره». «اين فرزندم [حسين عليه السّلام] در منطقه‌اى از سرزمين عراق به شهادت مى‌رسد، آگاه باشيد! هر كس او را درك كند، بايد به ياريش بشتابد».

(السماوي ، ابصار العين ، ۱۳۷ و الاصابه ، ابن حجر، ۱: ۶۸)

انس، زمانى كه حسين عليه السّلام را در كربلا مشاهده كرد، به يارى او شتافت و در كنار آن بزرگوار، پيكار نمود و در ركاب وى به شهادت رسيد.

بلاذري نحوه پيوستن انس بن حارث را اينگونه روايت كرده او همانند عبيدالله بن حر جعفي براي عدم دخالت در جنگ به بيرون كوفه مهاجرت كرده است كه بر اساس قرائن و مستندات صحيح به نظر نمي رسد .

 طبق گفتۀ بلاذرى انس از كوفه بيرون آمد؛ و پس از مشاهدۀ گفت‌وگوى امام عليه السلام با عبيداللّٰه بن حرّ جعفى در قصر بنى‌مقاتل، خدمت آن حضرت رسيد و با اداى سوگند اظهار داشت كه هدف وى از خروج از كوفه آن بوده است كه همانند عبيداللّٰه بن حرّ به نفع هيچ كدام (امام عليه السلام و يا دشمنان) وارد جنگ نشود؛ و در ادامه افزود: «[ولى] خداوند يارى كردن تو را در قلب من افكند و به من جرأت بخشيد تا در اين راه با تو همگام باشم.» امام حسين عليه السلام به وى نويد هدايت و امنيت داد و او را با خود همراه ساخت.

(بلاذري، انساب الاشراف ، ۱: ۱۷۵)
 
گرچه كه بنابر گفته آيت الله ري شهري اين روايت بلاذري صحيح نمي باشد . ايشان در دانشنامه امام حسين(ع) مي نويسند:

اين گزارش بَلاذُرى در ساير منابع نيامده است، درستى اين گزارش ، بعيد به نظر مى رسد. (ري شهري ، دانشنامه امام حسين ، ۶: ۱۹۳)

نكته حائز اهميت آن است كه در روايتي ، از شخصي اسدي سخن به ميان آمده است به جهت ديدار با امام حسين(ع) مدتي را در نزديكي كربلا زندگي كرده است :

در كتاب الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) ، به نقل از عربان بن هيثم ، آمده است : «پدرم به صحرا مى رفت و در منطقه اى منزل مى كرد كه جنگ حسين عليه السلام در آن جا رخ داد . ما هر وقت وارد آن جا مى شديم ، مردى اسدى را مى ديديم كه در آن جا مقيم شده است . پدرم به او گفت : مى بينم كه اين جا اقامت كرده اى ؟ او گفت : به من خبر رسيده كه حسين عليه السلام ، در اين جا كشته مى شود . من آمده ام تا با او باشم و با او كُشته شوم . وقتى حسين عليه السلام كشته شد ، پدرم گفت : برويم و ببينيم آيا آن مرد اسدى ، ميان كشتگان هست يا نه ؟ به آوردگاه آمديم و گشتيم . ديديم كه او جزو كشته هاست» .

(ابن سعد ، طبقات كبري، ۱: ۴۳۵)

آيت الله ري شهري اين شخص اسدي را همان انس بن حارث ميدانند و مي فرمايند:

احتمالاً ، وى همان كسى است كه به دليل شنيدن پيشگويى ياد شده ، سال ها پيش از واقعه كربلا ، در اين منطقه اقامت گُزيد تا به فيض شهادت با سيّد الشهدا عليه السلام نائل آيد.

(ري شهري ، دانشنامه امام حسين ، ۶: ۱۹۳)
 
در عين حال بنابر روايات، انس در كربلا مأموريت يافت تا پيام امام حسين عليه السلام را به عمرسعد برساند و به او اندرز دهد، شايد به خود آيد. هنگام رسيدن نزد عمرسعد سلام نكرد؛ و او پرسيد چرا سلام نكردى‌؟ آيا ما را كافر و منكر خدا پنداشته‌اى‌؟! گفت: چگونه منكر خدا و پيامبر نيستى و حال آن‌كه براى ريختن خون فرزند پيامبر دامن همّت به كمر بسته‌اى! عمر سعد لختى سر به زير افكند و آن‌گاه گفت: به خدا سوگند مى‌دانم كه كشندۀ اين گروه در دوزخ است ولى فرمان عبيداللّٰه بايد اطاعت شود.

(محلاتي، فرسان الهجياء، ۱: ۳۷)

انس بنابر بررسي ها در حملات انفرادي و پس از مالك بن انس مالكي و پيش از عمرو بن مطاع جعفر به شهادت رسيده است .

 انس در روز عاشورا همچون ديگر ياران امام حسين عليه السلام پس از كسب اجازه از محضر آن حضرت در حالى كه با بستن شالى بر كمر، قامتش را راست نگه داشته و ابروان سفيدش كه بر اثر كهنسالي برچشمانش افتاده بود با پيشاني بند بسته بود ، عازم ميدان جنگ شد. با مشاهده حالت او است امام حسين (ع) سرازير گشت و فرمود: خداوند از تو قبول كند اي پيرمرد.

(باقر شريف قرشي - حياه امام حسين ، ۳: ۲۳۴)


محمد عبيات- پژوهشگر تاريخ شيعه