خوزنا : ضرورت تشكيل ستاد دائمي بحران خشكسالي در خوزستان
شنبه، 19 خرداد 1397 - 00:30 کد خبر:78295

خوزنا ؛ نويد قائدي _ تغييرات اقليمي و تغيير الگوهاي بارش يعني كاهش ميزان نزولات جوي در منطقه خاورميانه خصوصاً كشورهايي مانند ايران و منطقه ما يعني خوزستان از موضوع‌هاي جدي و اساسي است كه متاسفانه تا كنون كمتر به آن پرداخته شده است. چندين سال است كارشناسان اقليم شناس تذكر مي‌دهند كه موضوع كمبود آب و كاهش نزولات جوي و گرم‌تر شدن ميانگين دماي هوا خصوصاً مناطق كم بارش و اقليم خاورميانه از موضوعاتي است كه در آينده نزديك زندگي روزمره مردم را تحت تأثير شديد قرار خواهد داد و سبب تغيير الگوي زندگي اين مناطق خواهد شد. در استان خوزستان علاوه بر موضوع كاهش ميزان نزولات جوي دو مسئله مهم ديگر يعني انتقال آب بين حوزه اي يعني انحراف مسير سرچشمه‌هاي كارون و برداشت بي رويه از منابع آب هاي زير زميني مشكلات را دو چندان كرده است. و طي سال جاري زراعي اين كمبود بيشتر از سال‌هاي ديگر نمايان شده است به گونه اي كه امكان كشت بعضي از گونه‌هاي زراعي كه به طور سنتي سال‌ها منبع درآمد زراعين بوده امكان پذير نيست. همچنين دامداري و دامپروري نيز از گزند اين كم آبي ها مصون نخواهند ماند زيرا كشت علوفه به شدت كاهش خواهد يافت، همچنين مراتع در دسترس كاهش مي يابند و در امتداد آنها توليد گوشت و شير هم دستخوش كاهش است. زندگي عشاير كوچ رو و حتي بسياري از روستاييان در معرض خطر جدي قرار مي گيرد.لذا بسياري از كشاورزان و باغداران خصوصاً در مناطق با منابع آب كمتر در معرض آسيب‌هاي بزرگ‌تري از لحاظ معيشت و كسب درآمد و امرار معاش روزانه و بروز بحران‌هاي اجتماعي قرار دارند.
شايد بتوان گفت طي سال هاي گذشته و زماني كه فرصت باقي بود متاسفانه با قصور دستگاههاي اجرايي آن گونه كه بايد و شايد به موضوع پرداخته نشد، سال‌ها اين فرصت را داشتند كه موضوع مهم كمبود نزولات جوي و منابع آب را بررسي و متناسب آن براي زندگي و معيشت مردم اين مناطق الگوهاي متناسب را ارائه و به مردم آموزش و به كشاورزان و دامداران الگوهاي جديد را ترويج نمايند كه متأسفانه چنين كاري نكردند.بايد اذعان كرد عدم انجام چنين برنامه هاي مهمي مي‌تواند سبب بروز بحران بزرگ اجتماعي گردد كه نمونه آن اعتراض‌هاي اخير كشاورزان خوزستان را مي‌توان مثال زد.
در اين ميان دستگاه‌هاي اجرايي مانند زيرمجموعه‌هاي وزارت نيرو، وزارت جهاد كشاورزي، سازمان هواشناسي و حتي دانشگاه‌هاي ذي‌ربط و انديشكده ها و پژوهشگاه‌ها و حتي جرايد و رسانه‌هاي استان مقصرين اصلي ماجرا هستند كه چنين موضوع مهمي را بررسي و موشكافي و متناسب با آن راهكار ارائه نكرده اند. طي چند سال اخير در خصوص موضوع انتقال آب بين‌حوزه‌اي اعتراض‌هاي جدي شده است اما اين اعتراض‌ها مبنا و اساس علمي نداشته و فقط در قالب تجمع و نطق بوده تا داشتن برنامه و عمل‌گرايي، اين در حالي است كه در سال‌هاي گذشته متناسب با افزايش فزاينده بحران كم‌آبي بايد در خصوص بهينه‌سازي روش‌هاي انتقال آب، روش‌هاي نوين آبياري، تغيير الگوهاي كشت و جايگزيني كشت‌هايي با ميزان نياز آبي كمتر،كشت هاي گلخانه اي مانند كشت هيدروپونيك، تغيير در الگوي پرورش دام در دامداري‌ها، آگاهي بخشي به شهروندان و كشاورزان و دامداران متناسب با ميزان كم‌آبي و همچنين بحث‌هايي در خصوصاً آمايش‌هاي محيطي و استاني و شهرستاني در سطح كشور و در استان خوزستان موردتوجه و بررسي جدي قرار نگرفته است. در بعضي موارد خاص مانند صرفه اقتصادي كشت نيشكر در استان خوزستان و همچنين كشت ذرت و برنج كه نيازهاي آبي بالايي دارند بايد بررسي و اظهارنظر و الگوهاي متناسب و علمي ارائه شود. به‌طور مثال شايد ديگر كشت ذرت و برنج در استان مقرون‌به‌صرفه و توجيه اقتصادي خود را از دست داده باشد و بايد به فكر الگوهاي جايگزين مانند سورگوم با نياز آبي كمتر به‌جاي ذرت و محصول تابستانه ديگري مانند كنجد با نياز آبي كمتر و دوره رشد كوتاه‌تر به‌جاي برنج رفت. در بحث دام و دامداري و سامانده‌اي عشاير و بحث آبزي‌پروري بايد برنامه ريزي و كارهاي اساسي صورت گيرد و نياز به مطالعات دقيق علمي دارد تا نسخه‌هاي متناسب با بحران‌هاي پيش روي براي آنان انديشيده شود.براي موضوع مهمي مانند احياي تالاب ها و كانون ريزگردها بايد از روش هاي ديگر علمي استفاده گرد،به طور مثال كشت سنتي درخت در كانون ها بارها گفته شد منسوخ شده و بايد از واترباكس استفاده شود تا گياه بتواند در شرايط كمبود آب رشد كند.براي احياي تالاب هاي بزرگ استان شايد نياز باشد كه از آب خليج استفاده كرد و با پايين اوردن ميزان شوري و املاح و روش هاي متناسب تالاب ها را احيا كرد يا شايد نياز باشد بعضي از كانون هاي بزرگ ريز گرد با ايجاد درياچه هاي مصنوعي توسط آب خليج پر كرد و به رويش و ايجاد يه اكوسيستم آب شود كه حاوي گونه هاي گياهي و آبزي باشد همت گمارد كه البته همگي اين پيشنهادها نياز به بررسي دقيق علمي دارند اما بايد گفت در علم مهندسي ديگر كار نشد وجود ندارد.
طي اين سال‌هاي بايد توسط مديريت اجرايي استان و با پيگيري و پيشنهاد نمايندگان و اهالي علم و نخبگان و حتي رسانه‌ها و جرايد پيشرو كه واقعاً درد مردم رادارند موضوع مهم ايجاد مركز بحران خشكسالي در استان پيگيري مي شد و تذكر داده شد تا ستادي منظم و علمي به‌دوراز هرگونه هياهوي سياسي و تبليغي تشكيل مي گرديد تا با ايجاد ارتباط دقيق و منظم بين دستگاه‌هاي اجرايي و علمي و شهروندان بتواند براي اين مشكل بزرگ پيش روي چاره‌انديشي و روش‌ها و تدابيري را معين و مشخص و پيشنهاد نمايند.
اين نوشتار در قالب كلي‌گويي و فقط يك تذكر جدي به دلسوزان استان بود كه از خواب غفلت بيدار شوند و براي تشكيل چنين مركزي اقدام نمايند زيرا اين مشكل چنانچه كوچك انگاشته شود در سال‌هاي آتي كه اثرات كم‌آبي شديدتر و هويداتر خواهد شد در قالب بحران‌هاي بزرگ زيست‌محيطي و اجتماعي و حتي مهاجرت‌هاي خارج از تصور نمايان خواهد گرديد. البته كه نبايد نااميد شد چون امروزه به‌واسطه به‌كارگيري علوم و فنون و بررسي‌هاي دقيق و كارشناسي راهكارهايي براي مقابله با چنين بحران‌هايي وجود دارد گرچه زمان ازدست‌رفته و دير شده است اما اگر فردا دست‌به‌كار شد بهتر از سال‌هاي ديگر خواهد بود به‌شرط اينكه درروند اجرايي شدن اين ستاد مهم و كاربردي كه مبناي آن فقط و فقط بايد موضوع‌هاي علمي و اجرايي باشد سياسي‌كاري و خودنمايي افراد و گروه‌ها و بهره‌برداري‌هاي نمايشي و سهم خواهي نبايد مطرح باشد.