خوزنا : شاعر بايد درد زمانه خودش باشد/ شعر فرياد جامعه است
یکشنبه، 27 خرداد 1397 - 14:38 کد خبر:78469

خوزنا_حديث كريمي: متولد احمد آباد آبادان است؛ از نيمه دهه 60 شعر گفتن را همراه با نوشتن داستان شروع كرده، آن زمان جنگ بود و در جنگ و در اين حوزه پا گرفته تا كنون. شعر در جان ما جريان داشت، ساري و جاري بود، خون بود، آوارگي، ويراني و گاهي دوستت را تكه تكه مي آوردند؛ و ما مي گفتيم از حماسه، گلوله، زندگي، ايستادگي و.... در جرايد آن زمان چاپ مي شد. حميدرضا اكبري شروه شاعر، نويسنده، محقق و پژوهشگر، روزنامه نگار و منتقد اجتماعي و بازيگر تئاتر و سينماست. همچنين عضو شوراي راهبردي مطبوعات و خبرگزاري هاي استان خوزستان و كارشناس فرهنگي و فعال اجتماعي است.

برخي از فعاليت هاي ژورناليستي حميدرضا اكبري شروه در استان خوزستان؟
خبرنگار هفته نامه منطقه اي اميد مردم، خبرنگار هفته نامه يادگاري خوزستان، سرپرستي هفته نامه منطقه اي نجوا، سرپرستي هفته نامه سايه تهران و سرپرستي هفته نامه منطقه اي صداي ملت. اكبري در 1387 داور بخش شعر سراسري آفتاب مهرباني بوده است.



مشوق اصلي تان در شعر چه كسي بود؟
مشوق اصلي من در شعر آوارگي من و جنگ بود.

تاكنون توانسته ايد در جشنواره يا مسابقه اي به جهت سرودن شعرهايتان جايزه اي كسب كنيد؟
برنده جايزه شعر چيستا 1373 با داوري سيد علي صالحي، برگزيده دو دوره گنگره شعر ره آورد سرزمين نور، برگزيده نفر دوم كنگره شعر شاهد 1366 ، برگزيده چند دوره ادبيات داستاني و شعر خوزستان 86-87 ، برگزيده جشنواره ادبي شعر مهيستان استان بوشهر 1389 ، برگزيده نخستين جشنواره شعر خوزستان يادگار حماسه آبان 88 و 89 ، برگزيده كنگره شعر سوگواره حسيني دانشجويان سراسر كشور 1387 ، برگزيده چند دوره گنگره شعر دفاع مقدس و برگزيده شعر و داستان كوتاه جشنواره ادبي پايتخت پنجره ها در سال هاي 1388-1389.




تا كنون چند شعر سروده ايد؟ و چند تا از آن ها تاييد شده ارشاد بوده اند؟
مجموعه شعر «افقهاي خيس 1373 »، «پشت صداهاي سنگ 1381 »، «وقتي سكوت مي خواند 1385 »، «بلواس بختياري پژوهشي - مردم شناسي 1387 »، «اگر بگويم عاشقم دروغ گفته ام 1388 »، مجموعه داستان «معاش 1388 »، «سياهمكان ليراوي در تاريخ بوشهر 1389 »، «شنيده بودم جنگ شعر-1389 » و «تعزيه در جنوب ايران» پژوهشي وسويسه در گذر تاريخ انتشارات مديا و شكل كودك مجموعه داستان ، «كنار بهمنشير» مجموعه داستان .



 

كدام بخش از شعرهايتان بيشتر مورد استقبال قرار گرفت؟
در اين خصوص مخاطبين من بايد بگويند زيرا مرگ مؤلف هميشه اتفاق مي افتد. هر اثر وقتي متولد شود ديگر به ما تعلق ندارد و اين يك اصل است.

شعر، اولويت چندم زندگي تان است؟
شعر اولويت نيست؛ اصلي است در كنار ديگر اصل ها . شعر بالاترين لسان است . درد مردم را گفتن اصلي ترين اولويت است در كنار نفس كشيدن ، شعر حركت از عمق به سطح و بلعكس است و بايد رد زندگي جاري و سائل باشد .



 

بهترين و بدترين اتفاقي كه در رابطه با سرودن شعر برايتان پيش آمده، چه بود؟

بهترين اتفاق هم نشيني با شاعراني بود كه از آنان شعر خوانده بودم و بدترين زماني است كه شعر بگويي و كسي نفهمد كه چه مي خواستي بگويي.

توصيه به شاعران تازه كار چيست؟
آنچه مسلم است بايد بخوانند و رسم مشق كنند و از نقد ديگران دلخور نشوند، بايد بنويسند، بخوانند و نقد شوند تا به چيزهايي دست بيازند. بايد به زبان خودشان برسند، شعر فرياد جامعه است، شعر گاهي لطيف، گاهي خشن بايد باشد. شاعر بايد درد زمانه خودش باشد، بايد در نگاه شان با واژه ها چنان رفتار كنند كه خوش بدرخشند. ما شعرگو زياد داريم ولي شاعر كم.

اين روزها حال و هواي شعر سرودنتان چگونه است؟
حالا و هواي مردم جامعه ام با دردهايشان، خوشي هايشان و رنجشان، شاعر با مردمانش نفس مي كشد، شعر هر شاعر بايد به روز باشد. اكنون ما در مبارزه با تهاجم فرهنگي خواصي در حركت هستيم، از يك طرف حجمه فرهنگي غلط و از طرف ديگر مشكلات بوجود آمده براي مردم؛ مگر مي شود ديد كه در جبهه سوريه چه مي گذرد و ساكت بود يا در يمن و از طرف ديگر فشاري كه بر مردم ايران وارد مي كنند؛ من سعي كرده ام بي تفاوت نباشم و در آثارم مشهود است.

جايزه ادبي ليراو را چگونه طراحي كرديد؟
اين جايزه؛ يك جايزه ويژه فارسي زبانان است كه همراه با دورهم در جاي جاي ايران تاكنون برگزار كرده ام.



 

عمده ترين مشكلات شاعران خوزستاني از ديدگاه شما چيست؟
خوزستان مهد ادبيات ايران بوده است؛ بزرگاني چون «احمد محمود »، «محمد ايوبي»، «كوروش اسدي»، «سيد علي صالحي» و... دارد. شاعران خوزستان بايد بيشتر از پيش خودشان به ادبيات دنيا نشان بدهند البته بايد زمينه فعاليت آنان را جور كرد تا حرفهاي خود را بزنند. البته كمي از هم فاصله گرفته اند وگرنه مشكلي نمي بينم.

حرف آخر:
بايد آزاد انديش بود، بايد با مردم بود، و از دردهاي آن ها گفت؛ متاسفانه برخي از آقايان مسئول تا كسي آمد و زبان نقد گشود. له اش مي كنند. براي آن پرونده سازي مي كنند و اين باب خوبي نيست. چرا كه:
قلندران حقيقت به نيم جو نخرند / قباي اطلس آن را كز هنر عاري ست