صفحه اول     درباره ما     تماس     پیوندها  
دوشنبه، 30 مهر 1397 - 11:21   
  تازه ترین اخبار:  
 صفحه اول روزنامه های کشور
 
 یادداشت
  شنبه خونین اهواز
  از فضای واقعی تا فضای مجازی
  برای خودمان قدم خیر برداریم
  خبرنگار عزیز هر روز، روز توست
  بازنشستگان حاکم!
  ضرورت های بعد از تصویب بازنگری طرح جامع اهواز
  دودی و بوی نامطبوع در آسمان اهواز
  چشم عراقی ها هنوز در پی خرمشهر
  خوزستان گنجینه آیین‌های هویت بخش وحدت آفرین
  ساماندهی سه‌چرخه‌های بلاتکلیف شهر اهواز یک فرصت است
 
 گزارش
  آهوی ریم در دام بی تدبیری!
  فاضلاب شهری؛ بزرگترین تهدید سلامتی انسان
  از زالودرمانی تا فواید بسیار آن
  سد گتوند بلای جان کشاورزی در خوزستان
  نشست هیئت علمی موسسه ی زبان خوزی گویش(دزفولی/شوشتری) برگزار گردید
  سرریز فاضلاب ها تهدید بزرگ سلامتی عمومی مردم
  "آب نمک" روی زخم‌های 38 ساله آبادان و خرمشهر
  کانال علی کمال کنام و آلودگی های زیست محیطی!
  کتاب ، انسان و محیط زیست چقدر در روند آموزشی دانش آموزان تاثیر دارند؟
  تعطیلات نوروزی، بهترین دو هفته سال
 
 معرفی کتاب
معرفی کتاب
معرفی کتاب
در سال 2012 نگاشته و منتشر شد و جایزه دانش‌آموزان «مین» در سال 2014 و جایزه «مارک تواین» در سال 2015 را کسب کرد. ساخت فیلمی در سال 2017 بر اساس این رمان، کتاب «اعجوبه» یا «شگفتی» را دوباره در کانون توجه قرار داد و سبب شد مردم برای خریدش به کتاب‌فروشی‌ها هجوم ببرند
- اندازه متن: + -  کد خبر: 79977صفحه نخست » مقالهیکشنبه، 25 شهریور 1397 - 08:09
سعادت ناتمام
  

سعادت ناتمام

آفتاب از نیمه گذشته است ، و در این بیابان هیچ بشری جز سایه مان ، ما را همراهی نمی کند . این اسب هم از فرط تشنگی ، چاره ای جز پیشرفتن به سمت جنوب و به امید دست یافتن به آب ندارد .

من ضحاک بن عبدالله مشرقی و دوستم مالک بن نضر ارحبی ، کوفه را در حالی ترک کرده ایم که تبدیل به یک پادگان نظامی شده بود . همه در تکاپوی خرید بهترین شمشیر ها و نیزه ها و سپر ها بودند . زنان همسران خود و مادران فرزندان خود را برای نبرد آماده می کردند . نبرد ! آری نبرد با فرزند رسول خدا (ص) ... براستی که خودم هم باورم نمی شد که این همه جوش و خوروش برای کشتن آخرین پسر زهرا دختر پیامبر خداست ... !

تقریبا دو دهه از ضربت شمشیر بر سر علی بن ابی طالب می گذرد و اما اکنون کوفه سرشار از ابن ملجم شده است ؛ کوفه و کوفیان در این وانفسا فقط پسر زیاد را کم داشتند که او هم بر دارالاماره تکیه زد تا همه چیز بر وفق مراد خلیفه پیش رود ...

پسر زیاد حقا بدجور زهر چشم گرفت او همان روز اول گفت که اهل شوخی و مزاح نیست و آنچه را که بگوید به عمل نشان خواهد داد ... کشتن مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و میثم تمار برای اثبات حرف هایش آنقدر تاثیر گذار بود که اگر هم صدای علوی وجود داشت در نطفه خفه شد .

خروج ما از کوفه هم با هزاران بدبختی صورت گرفت و اکنون راه را گم کرده و در این بیابان اسیر دست تقدیر شده ایم ...

- مالک ! آنچه را که من میبینم تو هم میبینی !

- آری بدبخت شدن و درماندگیمان را خوب میبنیم

- الان چه وقت مزاح است ! آنجا را میگویم مرد مومن ! آن خیمه های سیاه را میگویم در آن طرف !

حسین در مسیر بود ! ولی کجای مسیر نمیدانستم البته که هدفم ملاقات با او نبود ولی نمیدانم که تقدیر چگونه در دل این صحرا و این وادی که متعلق به بنی تمیم است مرا در رو به روی خیمه نزدیکترین شخص به رسول خدا ص کشانده است ! الله اکبر

من حسین را چندین بار دیده بودم ! در مدینه ، و در مسجد النبی هنگامی او که به نماز ایستاده بود نجوای قنوتش ، رسول خدا را در چشمانم متجسم میکرد .

- السلام علیک یابن رسول الله

حسین گوشه ای از خیمه نشسته و به فکر فرو رفته بود تا سلام ما را شنید ، برخاست و پاسخمان را به گرمی داد . تا نشست به او مثل کسانی که دنبال یک نشانه در صورت میگردند خیره شدم ... آرام بود و شمرده سخن میگفت و گَرد پیری بر محاسنش رخ نماین کرده بود با این حال چهره اش سرشار از نور بود ؛ نور درخشنده ای در پیشانی و گونه هایش بود که انسان را مات تماشایش می ماند !

پرسید که هستیم ؟ از کجا می آییم ؟ به کجا می رویم؟

گفتیم : آمده ایم تا بر تو سلامى دهیم و از خدا برایت سلامت بخواهیم و دیدارى با تو تازه کنیم و خبرِ مردم را به تو بگوییم که آنان براى جنگ با تو گِرد هم آمده اند . نظرت تو چیست ؟ حسین علیه السلام سرش را پایین انداخت و فرمود : «خدا ، مرا بس است که بهترین سرپرست است» .

ایمان و اخلاص به خداوند در کلمات حسین بن علی بسیار دیدنی و شنیدنی بود ! او به هدفش ایمان داشت و میدانست بهای رسیدن به هدفش چیزی جز ریخته شدن خون‌ خود و نزدیکانش نخواهد بود.

رخصت خواستیم تا برویم ! نگاهی با ما کرد فرمود : چه چیز ، شما را از یارى من ، باز مى دارد ؟

مالک بن نضر زود گفت : من ، بدهى و نانخور دارم . من نیز گفتم : من هم بدهى و نانخور دارم ؛ امّا اگر به من اجازه دهی تا آنجا که احساس کنم سودمند هستم از تو دفاع کنم در کنارت باقی بمانم !

سرش را بالا آورد فرمود : اجازه دارى...

مالک تعجب کرده بود ؛ نمیدانست بماند یا برود ! نمیدانم شاید ته دلش به من میگفت : ای کم عقل با آن لشکر تا دندان مسلحی که در کوفه دیدیم چقدر ساده ای اگر فکر کنی میتوانی سودمند باشی ‌‌.‌.. مالک از من خداحافظی کرد و به راهش ادامه داد....


روز ها به سرعت سپری می شد و ما با فشار حر بن یزید ریاحی و سربازانش مجبور به تغییر مسیر به نینوا شده بودیم ... با حضور لشگریان عمر بن سعد از کوفه شرایط لحظه به لحظه به سمت جنگ نزدیک تر میشد و ذخیره آبمان نیز به پایان رسیده و فرات بر ما بسته شده بود .

شب عاشورا فرا رسید ... حسین بن علی (ع) در میان اصحاب و یارانش حاضر شد و ، فرمود : «این ، سیاهىِ شب است که شما را پوشانده است . آن را مَرکب خود گیرید و هر کدامتان ، دست مردى از خاندانم را بگیرد و در دشت ها و شهرهایتان ، پراکنده شوید تا خداوند ، گشایشى دهد که این مردم ، در پىِ من هستند و اگر به من دست بیابند ، در پىِ دیگران نمى روند» . برادران ، پسران و برادرزادگان حسین علیه السلام و دو پسر عبد اللّه بن جعفر ، به ایشان گفتند : چرا چنین کنیم ؟ براى این که پس از تو بمانیم ؟ ! خداوند ، هرگز آن [ روز ] را به ما نشان ندهد ! عبّاس بن على علیه السلام ، آغازگر این سخن

بود و سپس ، بقیّه آنان ، همین سخن و مانند آن را بر زبان آوردند . حسین علیه السلام فرمود : «اى فرزندان عقیل ! کُشته شدن مُسلم ، براى شما کافى است . بروید که من به شما ، اجازه دادم» .

آنان گفتند : مردم ، چه خواهند گفت ؟ مى گویند که ما ، بزرگ و سَرور خود را و بهترینْ عموزادگان خود را رها کردیم و همراه آنان ، نه تیرى انداختیم ، و نه نیزه اى پَراندیم و نه شمشیرى زدیم ، و نمى دانیم چه کردند! به خدا سوگند ، چنین نمى کنیم ؛ بلکه جان و مال و خانواده مان را فداى تو مى کنیم و همراه تو مى جنگیم تا به سرانجام تو برسیم . خداوند ، زندگى پس از تو را زشت گردانَد ! ... .

سپس ، مسلم بن عَوسَجه اسدى ، برخاست و به حسین علیه السلام گفت : آیا ما تو را تنها بگذاریم ، در حالى که هنوز از عهده اداى حقّ تو در برابر خدا ، بیرون نیامده ایم ؟! بدان که ـ به خدا سوگند ـ ، با تو هستم تا آن جا که نیزه ام را در سینه هایشان بِشکنم ! تا هر زمان که قبضه شمشیرم را به دست دارم ، با آنان مى جنگم و از تو ، جدا نمى شوم ؛ و اگر سلاح نداشته باشم تا با آنان بجنگم ، در دفاع از تو ، به سوى آنان ، سنگ پرتاب مى کنم تا همراه تو بمیرم .

سپس سعید بن عبد اللّه حنفى گفت : به خدا سوگند ، تو را تنها نمى گذاریم تا خدا بداند که ما در غیاب پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، تو را پاس داشتیم . به خدا سوگند ، اگر مى دانستم که کشته مى شوم و سپس زنده مى شوم ، آن گاه زنده زنده ، سوزانده مى شوم و خاکسترم را بر باد مى دهند و این کار را هفتاد مرتبه با من مى کنند ، از تو جدا نمى شدم تا مرگم را پیش روىِ تو ببینیم ! پس اکنون ، چرا این کار را نکنم که تنها یک بار کُشته شدن است و آن هم با کرامتى جاویدان در پىِ آن ؟!

و زُهَیر بن قَین گفت : به خدا سوگند ، دوست داشتم که کشته شوم و سپس ، زنده شوم و سپس ، کشته شوم و تا هزار مرتبه مرا بکشند ؛ امّا خداوند با کشته شدن من ، کشته شدن را از تو و از جانِ این جوانان خاندانت ، دور بدارد ! عموم یاران حسین علیه السلام ، سخنانى چنین و به همین صورت ، بر زبان آوردند و گفتند : به خدا سوگند ، از تو جدا نمى شویم ؛ بلکه جان هایمان ، فداى تو باد ! ما از تو با دل و جان و دست و سر ، محافظت مى کنیم ؛ و چون کشته شویم ، به عهد خود وفا کرده ، وظیفه خود را ادا کرده ایم .


چه شکوه و هیبتی داشت آن شب ! همه آماده فدا شدن و فناء شدن در مسیر احیای دین خدا بودند ... قلب هایشان آهنین و رسوخ ناپذیر شده بود و عشق حسین بن علی با گوشت و پوست و استخوانشان آمیخته شده بود . فردا اما روز سختی در پیش داشتیم فردا روز عمل است .

 امشب حسین علیه السلام ، به رکوع و سجود و گریه و آمرزش خواهى و تضرّع و زارى پرداخت و یارانش ، در دعا و تضرع زمزمه هایى بدون وقفه مانند آواى زنبور عسل داشتند .

خورشید رخ نمایان کرد ولی ای کاش که همچنان آن شب ؛ در تاریکی خود به سر می برد ... تیرها آهنگ و نووس مرگ را به صدا در آوردند و شیرمردان کربلا هر لحظه همچون زمین تشنه ی کربلا را با خون پاک خود سیراب کردند .

وقتی دیدم یاران امام حسین(ع) کشته شده‌اند و نوبت به وی و خاندانش رسیده و با وی به جز سوید بن عمرو خثعمی و بشیر بن عمرو حضرمیباقی نمانده‌اند ؛ به حتمی بودن کشته شدنم ایمان آوردم !

آیا من برای جنگ آمده بودم ؟ آیا باید اینگونه جسد تکه تکه شده ام را برای خانواده ببرند ؟ خدمت ابا عبدالله آمدم و گفتم: یابن رسول الله! به خاطر دارید که بین من و شما چه شرطی بود؟ حضرت فرمود: آری، من بیعت خود را از تو برداشتم ولی تو چگونه می‌توانی از بین سپاه دشمن فرار کنی؟ گفتم : من اسب خود را در خیمه‌ای پنهان کرده‌ام و به همین جهت بود که پیاده می‌جنگیدم.


از حضرت خداحافظی کردم ولی جمعی از اصحاب عمر سعد به تعقیبم پرداختند تا اینکه به دهکده‌ای نزدیک ساحل فرات رسیدم و آنجا توقف کردم . کثیر بن عبدالله شعبی و ایوب بن مشرح حیوانی و قیس بن عبدالله صایدی از تعقیب‌کنندگانم مرا را شناختند و ولی با حمایت برادران بنی تمیمیم از کشته شدن رهایی یافتم...


اما من ماندم و بزرگترین حسرت !
من مانده ام و یک دنیا تاسف !
من مانده ام و یک جهان از سرزنش!
من ماندم و سعادتی نا تمام......


✍🏻 محمد عبیات

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
  مخاطب گرامی: از انتشار نظرات تکراری و یا حاوی کلمات توهین آمیز معذوریم
  کد امنیتی:
 
 پر بیننده ترین ها
  بنزین احتمالاً تا دو هفته آینده دو نرخی می‌شود
  20دکل مخابراتی در اربعین امسال درمرزهای خوزستان مستقرهستند
  بطحائی: کتب کمک آموزشی سم دوره ابتدائی است
  ایران یکی از ۹ کشور برتر دنیا در ساخت ماهواره
  وثیقه زیارت دانشجویان اربعین حذف شد
  آغاز ثبت نام آزمون ارشد فراگیر پیام نور از امروز
  طرح بارورسازی ابرها در بخش مرکزی ایران اجرا می‌شود
  احتمال تغییر سهم قطعی معدل در کنکور ۹۸
  کاهش هزینه تماس تلفن ثابت با عراق در ایام اربعین
  افزایش نرخ بنزین در شرایط فعلی شدنی نیست
  چگونه یک سکته مغزی را تشخیص دهیم؟
  آیا وام مسکن ۳۰۰ میلیون تومان می‌شود؟
  جدیدترین اخبار از طرح پیش‌فروش لوازم خانگی
  ناامیدی را به جامعه تزریق نکنیم
  فیلم جدید فرمان‌آرا مجوز اکران گرفت
 
 آخرین اخبار
  کاهش ۱۵ درصدی قیمت گوشی تلفن‌همراه
  حسن یزدانی به مدال برنز جهان رسید
  آیا کسرخدمت سربازی برای فعالان سمن‌ها صحت دارد؟
  توزیع سبد کالای حمایتی دولت آغاز شد
  تازه‌ترین قیمت خودروهای داخلی و خارجی
  توصیه‌های بهداشتی اورژانس برای زائران اربعین
  احتمال تغییر سهم قطعی معدل در کنکور ۹۸
  تصفیه خانه فاضلاب شرق اهواز ؛ یکی از راه های بقای حیات کارون
  عالیشاه مقابل السد بازی نمی کند
  ثبت نام بدون آزمون در مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور
  ناامیدی را به جامعه تزریق نکنیم
  فیلم جدید فرمان‌آرا مجوز اکران گرفت
  اکبری در ثانیه پایانی نایب قهرمان جهان را برد
  جدیدترین اخبار از طرح پیش‌فروش لوازم خانگی
  آیا وام مسکن ۳۰۰ میلیون تومان می‌شود؟
  طرح بارورسازی ابرها در بخش مرکزی ایران اجرا می‌شود
  کاهش هزینه تماس تلفن ثابت با عراق در ایام اربعین
  افزایش نرخ بنزین در شرایط فعلی شدنی نیست
  چگونه یک سکته مغزی را تشخیص دهیم؟
  معرفی چهار وزیر پیشنهادی به مجلس
  بنزین احتمالاً تا دو هفته آینده دو نرخی می‌شود
  آغاز ثبت نام آزمون ارشد فراگیر پیام نور از امروز
  وثیقه زیارت دانشجویان اربعین حذف شد
  ایران یکی از ۹ کشور برتر دنیا در ساخت ماهواره
  بطحائی: کتب کمک آموزشی سم دوره ابتدائی است
  20دکل مخابراتی در اربعین امسال درمرزهای خوزستان مستقرهستند
  چسب الکترونیک استرس را تشخیص می‌دهد
  2نیروگاه خوزستان تا پایان سال 98 وارد مدار می شوند
  نرخ سکه و طلا در بازار امروز اهواز
  سرپرست باشگاه استقلال خوزستان منصوب شد
  ۳ روز تا پایان مهلت مشمولان سهام عدالت
  شرط عجیب بارسلونا برای فروش لیونل مسی
  فعال شدن کارت سوخت بنزین در حال بررسی است
  ‌امکان صدور ویزا در نقطه صفر مرزی وجود ندارد
  شرایط دریافت کمک هزینه ازدواج برای بیمه شدگان تامین اجتماعی
  بالا رفتن از پله هیچ آسیبی به عضلات زانو وارد نمی‌کند
  جایزه ویژنری جشنواره استکهلم برای اصغر فرهادی
  آیا مرگ زن، "مهریه" را ساقط می‌کند؟
  عاشقان حسینی / گزارش تصویری
  حضور پر شور زنان در پیاده روی اربعین / گزارش تصویری
  تصاویر برگزیده در هفته ای که گذشت
  آخرین خبرها درباره وضعیت مرزبانان ربوده‌شده
  تردد خودروهای شخصی به طرف مرزمهران ممنوع شد
  دستگیری چند مظنون در مسیر پیاده‌روی اربعین
  صادرات خودروهای ساخت ایران و آذربایجان به روسیه
  خودکشی مرد ۶۰ ساله در متروی تهران
  مسمومیت کارکنان کشتی باری ایرانی/3 نفر جان باختند
  اعلام محدودیتهای ترافیکی اربعین در خوزستان
  افراد فاقد کارت ملی و شناسنامه برای سفر به عراق چه کنند؟
  سنگ‌ های زنده‌ای که می‌شود کبابشان کرد!
  توضیحات ‌یک مسئول در خصوص واژگونی اتوبوس زوار کرمانشاه
  انفجار در رباط کریم و تخریب ۴ واحد مسکونی
  یارانه مهرماه واریز شد
  سامانه سماح تا ۲ روز قبل از اربعین باز است
  قیمت جدید خودرو افزایش می‌یابد؟
کد نمایش در سایت یا وبلاگ
  ادامه آخرین اخبار
 
 وب گردی
نشانه های عفونت لوزه در بزرگسالان و درمان آن
نشانه های عفونت لوزه در بزرگسالان و درمان آن
  جگر مرغ مفید یا مضر؟
جگر مرغ مفید یا مضر؟
  فوت و فن پخت شله زرد خوشمزه
فوت و فن پخت شله زرد خوشمزه
  ۱۰ فایده شگفت‌انگیز توت فرنگی برای بدن
۱۰ فایده شگفت‌انگیز توت فرنگی برای بدن
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
خوزنا شروع فعالیت: 1388
khoozna@gmail.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار