| پایگاه خبری خوزنا: در میانه گرمای سوزان خوزستان هنگامی که سخن از «دستگاه تصفیه هوا» و «پنجره دو جداره» برای مدارسی به میان میآید که از ابتداییترین امکانات آموزشی و رفاهی محرومند گویی اولویت بند یها به کلی وارونه شده است.
این پارادوکس عجیب نمادی است از شکافی عمیق که بین آرمانهای بلندپروازانه و واقعیتهای تلخ جامعه آموزشی این استان وجود دارد.
رتبههای درخشان؛ نقابی بر چهره نظام آموزشی نابرابر
تکرار خبر کسب « رتبههای تکرقمی کنکور» آنچنان در سخنان مسئولان طنینانداز میشود که گویی سندی است بر صحت و سلامت عملکرد نظام آموزشی.
اما واقعیت این است که این دستاوردهای درخشان عمدتاً حاصل تلاش و سرمایهگذاری شخصی خانوادهها در مدارس خاص و کلاسهای کنکور است.
این موفقیتهای فردی هرچند ارزشمند پاسخی برای این پرسش اساسی ندارند که چرا کیفیت آموزش در مدارس عادی، روستایی و حاشیه شهرهای خوزستان روزبهروز بیشتر با افول روبروست؟
بزرگنمایی این آمارها همچون مرهمی است که بر زخم کهنه بیعدالتی آموزشی گذاشته میشود بدون آنکه درمانی برای آن باشد.
درخواست سهمیه کنکور؛ مسکنی موقت برای درد مزمن
مطرح کردن «درخواست سهمیه ۵ درصدی کنکور»
برای جبران تعطیلیهای ناخواسته نمونه دیگری از درمان مقطعی برای دردی مزمن است.
این نگاه آموزش را تنها در سال پایه دوازدهم و برای عبور از سد کنکور خلاصه میکند. حال آنکه مشکل اصلی « شکاف کیفیت آموزشی» از نخستین روزهای ورود کودک به مدرسه است.
دانشآموزان مقاطع ابتدایی و متوسطه اول که پایههای علمی و شخصیتی اشان در همین سالها شکل میگیرد گاها با کمبود معلم،دبیرو فضای آموزشی نامناسب و نبود امکانات اولیه دستوپنجه نرم میکنند.
عدالت آموزشی واقعی به معنای « برقراری برابری فرصت از همان آغاز راه» است نه «اعطای امتیاز در پایان مسیر».
مدیران مدارس؛ قهرمانان گمنام میدان نبرد روزانه
مدیران مدارس امروز به مدیران تدارکات تبدیل شدهاند که انرژی و وقتشان به جای آموزش و پرورش صرف جنگیدن با چالشهای لجستیکی میشود
کمبود سرانه ناچیز:
کمکسرانه مدارس پاسخگوی کوچکترین نیازها نیست و مدیران را مجبور به جستوجوی راههای جایگزین برای تامین بودجه میکند.
گرانی سرسامآور تجهیزات:
هزینه خرید یک کولر ساده از مرز ۱۰۰ میلیون تومان گذشته است.
چگونه میتوان در گرمای ۵۰ درجه خوزستان از دانشآموز و معلم انتظار تمرکز داشت؟
تعمیرات وسایل فرسوده:
بودجهای برای تعمیر وسایل سرمایشی، گرمایشی و سایر تجهیزات فرسوده مدارس وجود ندارد.
از سیستمهای برقی و روشنایی گرفته تا لوازم ورزشی و کارگاهی، همگی نیازمند رسیدگی فوری هستند.
این مدیران به جای ایفای نقش رهبری آموزشی درگیر تامین مایحتاج اولیهای هستند که سیستم از ارائه آن ناتوان است.
اولویتهای وارونه؛ وقتی آرزوها جای واقعیتها را میگیرد
در شرایطی که بسیاری از مدارس خوزستان با کمبود میز و نیمکت مواجهند و دانشآموزان مجبورند روی زمین بنشینند طرح مباحثی مانند تجهیز مدارس به پنجره دوجداره ودستگاه تصفیه هوا نه تنها راهگشا نیست بلکه نشان از بیتوجهی به دردهای اصلی دارد.
این صحبتها بیشتر به طنزی تلخ میماند که از عمق فاصله تصمیمگیران با مشکلات میدانی حکایت دارد.
جامعه آموزشی خوزستان به جای پروژههای بلندپروازانه وغیرضروری به تجهیزات اولیه آموزشی، حمایت از معیشت فرهنگیان و رسیدگی به زیرساختهای فرسوده نیاز دارد.
به باور نویسنده آموزش و پرورش خوزستان در آستانه یک بحران جدی قرار دارد.
تا زمانی که دانشآموزی به دلیل نبودمیزونیمکت روی زمین مینشیند، معلمی به دلیل مشکلات معیشتی وآلودگی هواوکمبودامکانات رفاهی به فکر مهاجرت از استان است و مدیری مجبور است برای خرید یک دستگاه کولر دست به دامان خیرین شود صحبت از پروژههای لوکس و عجیب تنها بر عمق فاجعه خواهد افزود.
آنچه خوزستان نیاز دارد مدیرانی با «پای در خاک» و «چشم بر واقعیت»است نه تصمیمگیرندگانی که آرزوهای دور از دسترس را جایگزین برنامهریزیهای عملی میکنند.
🖋 عبدالحمید گلافشان
|