| پایگاه خبری خوزنا: یادداشت خبرنگار
جنگ ۴۰ روزه تمام شد
برخی مدیران، شهرداران، اعضای شوراها و ادارات خدماترسان پشت واژه «جنگ» سنگر گرفتهاند!!
آتش بس برقراراست،نفسهابه زندگی برگشته امادربرخی شهرهای خوزستان، پروژههای نیمهتمام همچنان خاک میخورند. خیابانها آسفالت نشده، فاضلابها رها شده و مردم کلافهاند.
در این میان، برخی مدیران و شهرداران همچنان پشت واژه «جنگ» سنگر گرفتهاند و هر سؤالی را با «شرایط جنگی و بلاتکلیفی» پاسخ میدهند. اما واقعاً نمیشد درهمین دوران آتشبس دستکم کارهای اولیه را پیش برد؟
جنگ چهلروزه تمام شد، آتشبس برقرار است،اما دربسیاری ازشهرهای استان خوزستان،برخی پروژههای عمرانی و خدماتی هنوز راکد ماندهاند. آنچه بیش از کمبود اعتبار یا تخریبهای جنگی آزار میدهد، بهانهای تکراری و فرسوده است: «شرایط جنگی بود، نمیشود کاری کرد.»
واقعیت تلخ این است که در همان روزهای اوج جنگ تحمیلی،برخی مدیران میدانی توانستندبدون هیچ ادعایی، مکانهایی را فعال نگه دارند، مسیرهای اضطراری را باز کنند و امدادرسانی به مناطق محروم را بدون وقفه ادامه دهند. پس چگونه است امروز که آتشبس برقرار است، پروژههایی مثل بهسازی معابر اصلی، آسفالت خیابانها و تکمیل شبکه فاضلاب و ترمیم و بهسازی کندهکاریها درهمان وضعیت ماههای قبل باقی ماندهاند؟
پاسخ روشن است:
برخی مدیران،شرایط جنگی را بهانهای برای تعطیلی اداره شهر ساختهاند و آتشبس را هم زمانی برای فراراز پاسخگویی میدانند.
نکته تلختر اینکه این روزها نه فقط مدیران و شهرداران، بلکه برخی اعضای شوراهای شهر و ادارات خدماترسان نظیر آبفا، برق و راهداری نیز پشت همین واژه «جنگ» پنهان شدهاند. نظارت شوراها بر شهرداری به حداقل رسیده و گاهی خود اعضای شورا به جای پیگیری، بهانهتازه ای برای توقف پروژهها دستوهمیار میشوند. از آن سو، ادارات خدماترسان با همپوشانی مسئولیتها و عدم هماهنگی، هر کدام پروژههای نیمهتمام را به دیگری ارجاع میدهند و در این میان، مردم گرفتار ترین قشرند.
بهانهجویی جای عمل را گرفته است. خیابانها نیاز به آسفالت دارند، فاضلابها رها شدهاند و طرحهای نیمهتمام شهری نفس آخر را میکشند.
تداوم این وضعیت،اعتمادعمومی را تخریب میکند.مردم عادی فرق بین قطعی اینترنت ناشی از جنگ را با کوتاهی یک مدیر میفهمند. وقتی در یک شهر، ماهها یک پروژه کوچک آسفالت بین شهرداری و آبفا معطل میماند، دیگر نمیتوان آن را به جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونیستی نسبت داد.اینجا مسئله فقط کمبود منابع نیست؛ مسئله نبود نظارت مؤثرو مداوم است.متأسفانه دربرخی شهرها،شوراها به جای نقش نظارتی، تبدیل به بازوی تأییدکننده مدیران کمفعالیت شدهاند و ادارات خدماترسان نیز هرکدام به نفع خود از «شرایط جنگی» تفسیر میکنند.
اینجاوظیفه استاندارومعاونت عمرانی خوزستان خطیر است. باید فرمانداران تمام شهرهای استان ملزم شوند که با نظارت مستمر، بازدیدهای سرزده و نامحسوس، عملکرد شهرداران، اعضای شوراها و مدیران ادارات خدماترسان را زیر ذرهبین ببرند. هر مدیری که امروز هم نتواند پروژهها را به سرانجام برساند،نه تنها کمکار، بلکه فرصتسوزی غیرقابل دفاع است.
به اعتقاد نگارنده، دیگر زمان مدارای راهبردی با مدیران کمفعالیت،شوراهای بیتحرک وادارات موازیکارگذشته است.
مردم خوزستان درطول این چهل روزجنگ تحمیلی وسپس حضورمستمردرخیابانهاو پشتیبانی ازنظام مقدس جمهوری اسلامی وماههای آتشبس،صبری کمنظیر نشان دادند،اما این صبر به معنای پذیرش بیعملی دردوران آتشبس نیست.استاندار باید فراتر از بخشنامههای عادی، با تشکیل تیمهای نظارت ویژه و انتشارعمومی گزارش عملکردمدیران، شوراها وادارات خدماترسان،جلوی این رویه را بگیرد.
مدیرانی که امروز هم پروژههایشان راکداست،فردا هم بهانه تازهای می آورند جنگ گذشت،آتشبس فرصت جبران است.مردم خوزستان دیگرتحمل بهانه و تعطیلی پروژههاراندارند.نظارت میدانی، گزارشهای مستندوبرخوردقاطع با مدیران،اعضای شورا و مسئولان ادارات کمفعالیت،تنها راه عبور ازاین وضعیت است. وقت آن رسیده که به جای شرایط جنگی، عملکرد میدانی و پاسخگویی رسمی را معیار ارزیابی قرار دهیم.
🖋 عبدالحمید گلافشان
|